به وسیله این رسانه ی فردی- مجازی- جهانی از کلیه عزیزانی که در این مدت سه هفته -ساده و روشن اقرار میکنم - سرشون خراب شدیم به ویژه داداش و زن داداشم که پذیرایی شون تبدیل به اردوگاه رنگ زدگان شده بود و ما رنگ زدگان آواره در اون مستقر _کنگر خورده و لنگر انداخته _ بودیم، کمال قدردانی و تشکر را دارم و از خداوند برای این عزیزان آرزو میکنم که آواره نشن، مگر برای کار خیر یا این قبیل امورات عمرانی و بهینه سازی. و البته در این مدت که خونه ی ما داشت لباس نو به تن میکرد اتفاقات ویژه ، مهم ، خارق العاده ، بی نظیر، منفجر کننده، نابود کننده، کشنده ، هیجان انگیز، بیخود ، دلسرد کننده، آتیش گیرنده و زننده، خنثی ، عجیب ولی واقعی ، خیرکننده و.....( اگه دلتون خواست شما هم اضافه کنید) در مقیاس فردی(خودم) و خانوادگی ،اجتماعی(کارم) و ملی و جهانی و....(باز هم اگه دلتون خواست شما هم اضافه کنید) افتاد(کلی فکر کردم تا فعل مناسب این جمله رو پیدا کردم) اول اینکه نمیدونید چه مکافاتی سرکار با مدیر سر تعطیلات تابستون کل کل داشته باشی امتحان زبان هم شده بمیری از بی خوابی باید عالی بدی چون تابستون می خوای مرخصی بگیری، خونه ی فامیل هم با دو تا بچه پلاس شی و از همه قراشمیش تر انتخابات هم باشه اونهم با نوآوری پیشرفته و بی نظیری از نوع ایرونی به نام م م م م م م مناظره. شاید هم مکاشفه ، منازعه ، مبارزه ، مرافعه ، مباحثه، البته من کشتی کج 30 یا 30 رو بیشتر میپسندم شما چطوررررررررررررررررر؟!!!!! خلاصه خدا رو شکر زبان رو به هر سریالی که بود قبول شدم و تابستونم هم که مرخصی و عشق و حال. پشت بندش هم کتاب عطر سنبل عطر کاج که نویسنده اش از فک و فامیل دور که 60 یا 70 سال پیش همین دور و برهای خودمون تو اهواز و آبادان زیست میکرده و بعد زدن رفتن آمریکا و بعد هم یه خاطراتی از زندگی اش رو با مایه ی طنز نوشته رو خوندم. خانم فیروزه جزایری دوما حسابی کارش درسته خوندن کتابش خیلی حال و هوامو عوض کرد و من هم خیلی خندیدم. آها تا یادم نرفته بگم شعور 30 یا 30 بنده یه چند درجه ای افزایش یافته ، که البته دستاورد عبور از دولت نهم و رفتن به دولت دهم بود. البته ناگفته نماند رسانه ی ملی مون هم رشد بی نظیری داشت و از ملی بودن به جهانی بودن رشد یافته اونقدر که اخبار تمام دنیا رو مثل فلسطین و غزه و عراق و لبنان و افغانستان و پاکستان و ................ رو پخش میکنه انگار دیگه وقت نداره اخبار بغل گوش خودش رو یعنی ایران و حتی پایتخت رو بگه خوب دیگه روانشناسها میگن وقتی آدم مشکلات دیگران رو ببینه مشکلات خودش رو فراموش میکنه.!!!!!!!!!!!!!!!!! به هرحال اصلن بد به دلتون راه ندین ، شتر دیدی ؟؟؟؟ ندیدی؟؟؟؟؟؟ یه چیز دیگه من همیشه میگفتم 30یاست همون حرفهای خاله زنکی ولی آقایون پا رو پا میندازن و با یه ژست جدی میگن ملت باورشون میشه بابا یه خبریه نه بابا همه اش سرکاریه. بعد از مناظره ها و انتخابات دیدم آره درست فکر میکردم. خوب و خوش و خندان باشین سعی کنین زیاد از خونه بیرون نرین نه واسه اینه که توسط اغتشاش گران مردم نمای خس و خاشاکی خدا نکرده زبون م لال منفجر بشین نه نه . دقیقا به این خاطر که هوا گرمه خیلی گرمه واقعا مرکز شهر خطر مرگ در اثر گرما نباشه از دست راننده تاکسی ها آدم دق مرگ میشه مسافر وایساده راننده هم این هوا هیکل وایساده با با یه لگن ؛ هر قبرسونی میگی، میگه نه نمی رم.!!! ملت میپرسن پس تو کجا(آدم تو دلش میگه کدوم قبرسون) می ری ؟؟؟؟؟ یارو با اون سبیل کلفتش ابرو میندازه بالا میگه منتظر کسی هستم؟؟؟()ای پلیس ضد شورش بزنه تو کمرت ای بسیج و لباس شخصی و راهنمایی رانندگی و ........ولی نه نه نه اونها کارهای واجب تر دارن نه نه نگوووووووووو سلام به رنگ سفید و صورتی و بنفش و سبز و.......
و بالاخره به پایان رسید، از همین جا به گوش تمام فارس زبانان اهل نت میرسانم که "ما خونه مون رو رنگ کردیم." و این پروژه ی عظیم خانوادگی در پنج ساله ی سوم زندگی مشترک من و مردی برای تمام فصول انجام گرفت و من امروز در هشتم تیرماه سال 88 در حالی که در رضایت کامل و گوگولی مگولی به سر میبرم این واقعه رو به ثبت میرسانم. البته ده روز پیش رنگرز خونه رو تحویل داد و ما بدون توجه به بوی رنگ به جرات میتونم بگم به خونه سرازیر شدیم و بالاخره با ده روز کار مداوم تونستیم خونه رو از حالت جنگل به حالت معمولی _مرتب_ در بیاریم .
نوشته شده در دوشنبه هشتم تیر 1388ساعت
12:42 توسط ذهن من| |

